انجام آتھم

by Hazrat Mirza Ghulam Ahmad

Page 255 of 448

انجام آتھم — Page 255

روحانی خزائن جلد ۱۱ ۲۵۵ مكتوب احمد لتلك الفئة الباغية، وهم لك كالتلاميذ في الغواية أو كالمسحورين۔ فاتنى ﴿۲۵۵) امام قائم شدی و این مردم تر امثل شاگردان در گمراهی هستند یا ہمچو کسانی که برایشان جادو کرده باشند - بخیلک و رجلك، واجمع كل دجلك وانحتُ أنواع الافتنان، وأتنى مع پس با سواران خود و پیادگان خود نزدم بیا ۔ و همه دجل خود را و همه قسم فتنه را بتراش ۔ و با جماعتہائے خود از جموعك من أهل العدوان، وصل على كحبشي صال على كعبة الرحمن اہل تجاوز نزدم بیا۔ ومثل آن حبشی بر من حمله کن که بر کعبه مکرمه حمله کرده بود ۔ باز قدرت خدائے جزا د ہندہ ثم شاهد قدرة الله الديان۔ فإن أعرضتم وحسرتم، وواريتم الوجوه وفررتم را به بین ۔ پس اگر شما اعراض کنید و در مانده شوید و روها را بپوشانید و بگریزید - لفع وجهه برداء ، ونكر شخصه كغرماء ۔ ومنها ألفاظ كأنها دفنت وبوعدت خود را پوشیده و هیچو قرضداران شکل خود نهفته و بعض چنین لفظ اند که گویا آنها دفن کرده شدند و از هم زادان دور من الأتراب، وهيل عليها الزوائد كهيل التراب، وإنّا نعرفها اليوم كرجال و انداخته شدند و بر آنها همچو خاک زوائد انداخته شدند و ما امروز آن الفاظ را بد انسان می شناسیم که کسانی شناخته می تكلموا في الأجداث، وبعثوا بعد ما سُمِعَ نَعْيُهم بنوازل الانبثاث، أو كالف شوند که در قبر با گفتگو کنند و بعد زانکه از حوادث پراگندگی خبر موت ایشان رسد باز از قبر بیرون آیند یا مثل دوستے کہ يُفقد، ويُسترجع له بعد مناحة تُعقد، فخرجت الآن كنعش الميت، أو الغلام | مفقود الخبر باشد و بعد انعقاد مجلس ما تم بروانا لله گفته شود۔ پس اکنون آن لفظ با مثل لاش میت بیرون آمده اند - یا الفار من البيت، أو النسيب المهجور من الأقارب، أو الابن الغائب الهارب۔ مثل آن غلام آمده اند که از خانه گریخته بود یا مثل آن عزیز قریب النسب که از اقارب خود جدا شده بود یا مثل فمنها لفظ ما رأى انثلامَ حَبَّةٍ ، وقفَل كما سافر بسلامة وصحة۔ ومنها آن پسر که گمشده و گریخته بود پس از ان لفظها آن لفظ است که یک حبه نقصان اور