انجام آتھم — Page 241
روحانی خزائن جلد ۱۱ ۲۴۱ مكتوب احمد ومن المعترضين المذكورين شيخ ضال بطالوي وجار غوى، يقال له ۲۴۱) و یکی از اعتراض کنندگان شیخ گمراه ساکن بباله است که همسایه گمراه ماست او را محمد حسين، وقد سبق الكل في الكذب والمين۔ وإنه أبي محمد حسین می گویند واز همه در دروغ و ناراستی سبقت برده است و او انکار کرد واستكبر، وأشاع الكبر وأظهر ، حتى قيل إنه إمام المستكبرين ورئيس | و تکبر نمود و تکبر را شائع کرد و ظاهر ساخت تا آنکه گفته شد که اوامام متکبر ان است و رئیس المعتدين، ورأس الغاوين هو الذى كفّرنى قبل أن يكفر الآخرون، واعترض تجاوز کنندگان و سر گمراهان است۔ او همان شخص است که پیش از همه مرا کافر گفت و بر کتا بہائے على كتبى وأظهر جهله المكنون۔ فقال إن تلك الكتب مشحونة من الأغلاط، من اعتراض کرد۔ وجهل خود ظاهر نمود۔ پس گفت که این کتابها از غلطی با پر هستند و درگل وساقطة في وحل الانحطاط ، وليست كماءٍ مَعين۔ وإن هذا الرجل من انحطاط فرو افتاده اند۔ و ہیچو آب صافی نیست۔ و این شخص از جاهلان است الجاهلين، وكل ما يوجد في كتبه من ملحها وقيا فيها، فليس قريحته حجر و هر چه از کلمات نمکین وقافیه با در کلام او یافته می شود۔ پس آن طبعزاد او و أثافيها ، بل تلك كَلِم خرجت من أقلام الآخرين۔ سنگ طبیعت او نیست بلکه این کلمات از قلم ہائے دیگران بر آمده اند۔ فقلت: يا شيخ النوكي، وعدو العقل والنهى، إن كتبى مبرأة مما پس گفتم کہ اے شیخ احمقان و دشمن عقل و دانش به تحقیق کتاب ہائے من از آنچه گمان کردی زعمت ومنزءة عما ظننت، إلا سهو الكاتبين، أو زيغ القلم بتغافل منّي لا بری هستند - واز آنچه زعم تست منزه هستند ۔ مگر سہو کا تب یا کجی قلم از تغافل من نه مثل جهل جاہلان