انجام آتھم

by Hazrat Mirza Ghulam Ahmad

Page 236 of 448

انجام آتھم — Page 236

روحانی خزائن جلد ۱۱ ۲۳۶ مكتوب احمد ٢٣٦ وأبادهم بعد شحوبهم، فتراهم كأموات غير أحياء ساقطين۔ وكان في هذه برانها عمل نمی کنند و آنچه میگویند خود بجا نمی آرند - آتش شان مرده است و گرمی شان پوشیده شده۔ وخدا تعالیٰ الديار تسعةُ رَهْطٍ من الأشرار، وكانوا مفسدين في الأرض ولا ينتهجون بر دلہائے شان مہر کرده است۔ و بعد لاغر شدن اوشان اوشان را هلاک کرده پس می بینی که ایشان مثل آن مرد گانے مهجة الخيار، وما كانوا صالحين۔ ووجدتهم في الكبر والإباء ، كالجملة | افتاده هستند که در آنها روح زندگی نیست و درین دیار نه کس از شریران بودند که در زمین فساد میکردند و طریق نیکان المتناسبة الأجزاء ، أو كأمراض متشابهة في الخبث والإيذاء ، ورأيتُ كلهم اختیار نمی نمودند و نه خود نیکوکار بودند و من اوشان را در تکبر و سرکشی مانند آن جملہ ہا یافتم کہ اجزائے آنها با ہم متناسب من المعادين المعتدين۔ میباشد یا مثل آن بیماری ها یافتم که در خبث و ایذا دادن با هم مشابه می باشند و آن همه را از دشمنان تجاوز کنندگان یافتم فمنهم رجلٌ أَمْرَتُسَرى يقال له الرسل البابا۔ إنه امرؤ لا يعرف پس از آنها شخصی است باشنده امرتسر که او را رسل بابا می گویند او مردی است که راه صدقا ولا صوابا، وكذب بآياتنا كذَّابا ۔ وخالطه زُمَرٌ من السفهاء ، فقعدوا صدق وصواب را نمی شناسد و تکذیب نشانہائے مابغایت درجه کرده است ۔ وگرو ہے از سفیهان با او مخالطت بحذاء شمس كالحرباء ، وقالوا إنا نريد أن نعارضك كالأدباء ، ولكنا لا نجيئك کرده و بمقابلہ من بیچو آفتاب پرست نشستند و گفتند که ما میخواهیم که همجواد بیان با تو معارضه کنیم ۔ مگر نز دتو نخواهیم كما تريد بل أتنا كالغرباء ، وإذا جئت فنبارز كالمعارضين۔ آمد چنانکه تو می خواهی بلکہ تو نزد ما بیا و چون آمدی پس معارضه خواهیم کرد۔ فعفت المسعى في أوّل نظرى إلى الجهلاء، و أخذتني أنفة أن پس در اول خیال از این امر کراہت کردم که نزد جاهلان روم و مرا از بین ننگ آمد که در مجلس