انجام آتھم — Page 230
روحانی خزائن جلد ۱۱ ۲۳۰ مكتوب احمد ۲۳۰) وَقَامُوا كَالسَّبَاعَ لِهَتُكِ عِرْضِى وَمَابَقِيَ الْوِفَاقَ وَلَا الْوِلَاقَ و ہمچو درندگان برائے دریدن عزت من برخاستند ونه در ایشان موافقت باقی ماند و نه الفت وَلَا يَدْرُونَ مَا حَالِي وَقَالِي فَإِنَّ مَقَامَنَا قَصُرْنِيَافٌ و نمی دانند که حال و قال ما چیست و ور ملک قحط افتاد چرا که مقام ما محلے بلند است تَرَاهُمْ مُفْسِدِينَ مُكَذِّبِينَا وَسِيرَتُهُمُ عُنُودٌ وَالْحِسَاقِ می بینی ایشان را مفسد و مکذب وسیرت ایشان از راه برسه ن از راه برگشتن وبخن نا تمام گفتن است فَمِنْ كُفْرَانِهِمْ ظَهَرَ الْبَلَايَا وَقَحْط ثُمَّ ذَاقَ وَانْجَعَافٌ پس از شامتِ کفران ایشان بلاها ظاهر شد و قحط و و با و سرعت موت و نیستی پدید آمد وَإِنَّ الْمُلُكَ أَجْدَبَ مَعَ وَبَاءٍ وَيُرجى بَعْدَهُ سَبْعٌ عِجَافٌ و و با نیز هست و اندیشه است که این قحط تا هفت سال نکشد إِذَا مَا جَاءَ أَمُرُ اللَّهِ مَقْتًا فَلا أَعْنَابَ فِيْهِ وَلَا السَّلَاقُ و چون امر خدا از غضب او خواهد رسید پس در ملک نه انگور خواهد ماند نه شیره انگورونه شراب وَهذَا كُلُّهُ مِنْ سُوءٍ عَمَل وَبرَّ ضَيَّعُوهُ وَمَا تَلافُوا واز وجه آن نیکی که ضائع کردند و باز تلافی آن نه نمودند فَتُوبُوا أَيُّهَا الْغَالُونَ تُوبُوا وَأَرْضُوا رَبَّكُمْ تَوْبًا وَّ صَافُوا پس اے غلو کنندگان توبه کنید توبه کنید و خدائے خود را بتوبه و اخلاص راضی کنید وَخَافَ اللَّهَ أَهْلُ الْعِلْم لَكِن غَوِيٌّ فِي الْبَطَالَةِ لَا يَخَافُ بترسیدند لیکن در شہر بٹالہ گمرا ہے است بطال که نمی ترسد لَهُ شِيَمٌ كَأَنَّ الْبَيْشَ فِيهَا وَمَعَهَا عُجُبُهُ سَمُّ زُعَافُ و این همه از بد عملی هاست واہل علم از خدا اور اچنان خصلتها هستند که گویاز هر بیش در آن خصلتها است و با وجود آن عجب او برائے او زہر قاتل است