انجام آتھم — Page 200
روحانی خزائن جلد ۱۱ ۲۰۰ مكتوب احمد ۲۰۰ ويشتعل لمجازاة العدوان۔ فـمـا مـنـعـه أنه صار كالميت المدفون، واختفى و برائے پاداش ظلم مشتعل گشتے ۔ پس او را این چه پیش آمد که همچو میت دفن کرده گردید و چون شرمنده كالـمتـنـدم المحزون ؟ أليس هذا مقام يحار فيه الفهم، وتهيج الظنون غمناک پوشیده گشت آیا این آن مقام نیست که در آن عقل انسان متحیر میشود و گمان ها در دل ويفرط الوهم ؟ ثم دعوته للحلف لكشف الحق على العوام، ووعدته قنطارًا می آیند ۔ وو ہم زیادت میکند - باز او را برائے قسم بخواندم تا که حق بر عوام ظاہر گردد و برفتم خوردن وعده على الإقسام، لا يسيرا من الحطام، ليرجع بردن ملآن وقلب جذلان مالے کثیر دادم۔ نہ اند کے از مال۔ تا که آستین خود از مال پر کند و با دل شادان بازگردد۔ فولى وما تألى ثم لعنته لعنًا كبيرًا ، فقلت لعنة الله عليك إن پس رو بگردانید و قسم نخورده باز برو لعنت فرستادم و گفتم که خدا برتو لعنت کند اگر از روئے سخت دلی أعرضت مزيرًا، وما جئتني وما تركت تزويرا، فما جاء وما حلف کناره کنی۔ و نزدم نیائی و دروغ آرائی را نگذاری ۔ پس نیامد و نه قسم خورد وتذكر رُزُءًا سلف ، وظَنّ أنه الآن من المأخوذين۔ و مصیبت اول را یاد کرد و گمان کرد که اکنون اواز گرفتاران خواهد شد۔ و کفاک ما ظهر منه عند سماع نبأ الموت، وتراءت له و ترا این امر کافی است که وقت شنیدن خبر موت چه حرکت ها از و صادر شد آثار الفوت، وأخذه خاف حتى ظهر التغير فى الصوت، وطفق يفر ونشانہائے در گزشتن برائے او ظاهر شدند و او را خونی شدید گرفت تا آنکه در آواز او تغیری پدید آمد کصید مذعور يجوب البيداء ، ولا يرى شجراء ولا مرداء ، وترك سبل العاقلين۔ و چنانکه شکاری تر سنده بیابان را قطع میکند و نه زمینی درختناک می بیند و نه بے درخت همچنین بگریخت و راہ ہائے عاقلان ترک کرد