انجام آتھم

by Hazrat Mirza Ghulam Ahmad

Page 200 of 448

انجام آتھم — Page 200

روحانی خزائن جلد ۱۱ ۲۰۰ مكتوب احمد ٢٠٠ ويشتـعــل لـمجازاة العدوان۔ فما منعه أنه صار كالميت المدفون ، واختفى و برائے پاداش فلم مشتعل کشتے ۔ پس او را این چه پیش آمد که بیچومیت دفن کرده گردید و چون شرمنده كالمتندم المحزون؟ أليس هذا مقام يحار فيه الفهم، وتهيج الظنون غمناک پوشیدہ گشت۔ آیا این آن مقام نیست که در آن عقل انسان متحیر میشود و گمان ها در دل ويفرط الوهم؟ ثم دعوته للحلف لكشف الحق على العوام، ووعدته قنطارًا وعده می آیند ۔ دو ہم زیادت میکند - باز اورا برائے قسم بخواندم تا که حق بر عوام ظاہر گردد و برفتم خوردن و على الإقسام، لا يسيرا مـن الـحـطـام، ليرجع بردن ملآن وقلب جدلان مالے کثیر دادم۔ نہ اند کے از مال۔ تا که آستین خود از مال پر کند و با دل شادان بازگردد ۔ فولى وما تألّى۔ ثم لعنته لعنـا كبيرًا، فقلت لعنة الله عليك إن | پس رو بگردانید و قسم نخورد - باز برو لعنت فرستادم و گفتم که خدا برتو لعنت کند اگر از روئے سخت دلی أعرضت مزيرًا، وما جئتنى و ما تركت تزویرا، فما جاء وما حلف کنارہ کنی ۔ و نزدم نیائی و دروغ آرائی را نگذاری وتذكر رُزُءًا سلف، وظَنّ أنه الآن من المأخوذين۔ و مصیبت اول را یاد کرد و گمان کرد که اکنون او از گرفتاران خواهد شد۔ پس نیامد و نه قسم خورد۔ و کفاک ما ظهر منه عند سماع نبأ الموت، وتراءت له و ترا این امر کافی است که وقت شنیدن خبر موت چه حرکت با از و صادر شد آثار الفوت، وأخذه خاف حتى ظهر التغير في الصوت، وطفق يفر ونشانہائے در گزشتن برائے او ظاهر شدند و او را خونے شدید گرفت تا آنکه در آواز او تغییری پدید آمد كصيد مذعور يجوب البيداء ، ولا يرى شجراء ولا مرداء ، وترك سبل العاقلين۔ و چنانکه شکاری تر سنده بیابان راقطع میکند ونه زمینی در ختاک می بیندو نہ بے درخت همچنین بگریخت و راہ ہائے عاقلان ترک کرد