انجام آتھم — Page 198
روحانی خزائن جلد ۱۱ ۱۹۸ مكتوب احمد ۱۹۸ وشتم ومزاح، واعتدوا هذيانًا وبهتانًا، وطاروا إلينا زُرافاتٍ ووحدانًا كالمجانين ۔ و در ہذیان و بهتان از حد درگزشتند ۔ وسوئے ماگرو ہے گرو ہے ویکے یکے پریدند۔ وأخفوا الحقيقة كالحُوَّل المحتال، أو المغطّى الدجال، وكانوا يستهزء ون واصل حقیقت را همچو مکاران و حیله گران و دجالان حقیقت پوشان پوشیده داشتند وباستهزاء سائرين في الأسواق، كما هي عادة الفسّاق وكانوا يزيّنون الكذب والافتراء ، در بازار با بگشتند و چون فاسقان تمسخر را عادت کردند و کذب وافتر ا را مزین کرده بمردم نمودند وكل أحد قال فيـنــا أشياء كما شاء ، وقد استتلوا الصبيان والسفهاء | وہر یکے از یشان هر چه خواست در حق ما گفت و در وقت استهزا کودکان وسفیهان را در پس خود کردند مستهزئين۔ وكانوا يخدعون الناس بنبأ ما فهموه، أو فهموه ثم حرّفوه، و و مردم را بخبرے فریب می دادند که خود نه فهمیدند یا فهمیدند مگر تحریف می کردند عشوا في الأمصار مفسدين۔ وسعى معهم علماؤنا كساع، بل كسباع، لابسى و بطور فساد انگیزی در شهر با بکشید - وعلماء ما با اوشان بیچو نمامان بودند - نی نی بلکہ بچو درندگان پوست جلد النمر، وهاجمى هجوم السيل المنهمر، واتبعوا النصارى وزخارف ،زورهم پلنگ پوشیده رفیق شدند ۔ و ہمچو سیلے که بزودی و تیزی می آید بناگاه بر ما افتادند و عیسائیان و دروغہائے آراستہ ونبذوا لباس التقوى وراء ظهورهم مجترئين وأرادوا جَوحَنا بحصائد اللسان۔ اوشانرا پیرو شدند - ولباس تقوی را پس پشت خود انداختند و خواستند که باد اسہائے زبانها استیصال ما کنند وغــوائــل الافتنان، وأيدوا النصارى كالشاهدين۔ وكان كل كحسين و از غوائل فتنه اندازی ما را تباه گردانند و همچو گواہان تائید عیسائیان کردند ۔ و ہر یکے از یشان مثل محمد حسین بطالوي أو شيخ نجدى بعيدا من الديانة والدين۔ بٹالوی یا شیطان نجدی از دیانت و دین دور بود -