انجام آتھم

by Hazrat Mirza Ghulam Ahmad

Page 108 of 448

انجام آتھم — Page 108

۱۰۸ روحانی خزائن جلد ۱۱ مكتوب احمد ويأكل ويشرب حتى يـكـون بـطـنـه كـالقُبة، ويشرب الحَلَبَ مِلا العُلبة، و تا بوقتیکه از خواب خود بیدار شود و می نوشد و می خورد تا آنکه شکم او بیچو گنبدی میشود و شیر چندان می نوشد که ظرف لا يأخذه توخم ولا يكون من المبطونين۔ يركب على كل مطيّةٍ وَطِيّة، ويكون کلان شیر را خالی میکند مگر طعام او در معده فاسد نمی شود و نه او را درد شکم می گیرد۔ بر چنان ایسے سوار میشود که له تنعمه كعطيّة، ويشغفه الأملاك والغلمان، ولا يدرى ما الإيمان لا يغادر نمی جنباند او را۔ ونعم او او را مثل عطیه می باشد و محبت ملک با و غلامان در دل او می نشیند - ونمی داند که ایمان صغيرة ولا كبيرة، ولا يُثنى عليه خُلقًا وسيرة، ومع ذلك يكون مرجع الخواص | چه باشد نمی گزار د صغیره را و نه کبیره را و کسے تعریف خلق و سیرت اونمی کند و باوجود این همه خرابی با او مرجع والعوام، ويــصـــافــونــه بــالـحـب التام، حتى يكون قبره بعد موته معتمر | خواص و عوام می باشد ۔ و بکمال محبت او را دوست میگیرند - تا آنکه قبر او بعد از مردن او زیارت گاه زائران والسماوات والعناصر التي عليهـا مـدار الحياة، والإنكار جهل وسفاهة، ومن | ة الحاشية افتاده است و همچنان در مرتبه وجود بعد از عناصر است چرا که این همه چیز بامدار حیات انسان اند وازین ۔ قبيل المكابرات، فالرحيم الذى خلق لنا قبل وجودنا كثيرا من النعماء ، كيف يُظَنّ | واقعه انکار کردن از قبیل جهالت و کم عقلی و مکابره است پس آن مهربان که قبل از پیدائش ما چندین أنه بدل قانونه بعد تلك الآلاء ، وفوّضنا إلى أعمالنا كبخيل وضنين؟ ثم | نعمتها پیدا کر د۔ چسان گمان کرده آید که او بعد عطائے این نعمتها قانون خود را تبدیل کرد و پیچو بخیلے مارا با عمال الذين انغمسوا في هذه التوهمات، وظنوا أن هذا العالم يدور على محور التناسخات ما گذاشت - باز آنانکه در بین تو ہمات غرق شده اند و گمان کرده اند که این جهان بر محور تناسخها گردش میکند يقولون إنه ليس أحدٌ خالقَ أصل المخلوقات، بل كل روح قديم وواجب | این مردم میگویند که اصل مخلوقات را کسے پیدا نکرده است۔ بلکہ ہر روح مثل خدا تعالی واجب الوجود