انجام آتھم — Page 83
۸۳ مكتوب احمد روحانی خزائن جلد ۱۱ زاغوا أزاغ الله قلوبهم، وختم على آذانهم، فصاروا من المحرومين۔ وإذا ٨٣) شدند لہذا خدا دل ایشان را کج کرد و برگو شہائے ایشان مہر نہاد و پس از محرومان شدند و چون قيل لهم آمنوا بما ظهر من وعد الله، قالوا: أين ظهر وعد الله؟ وما نزل ایشان را گفته شود که با آنچه ظاهر شد از وعده خدا ایمان آرید میگویند کجا ظاهر شد وعده خدا و تا هنوز ابن مریم ابن مريم وما رأينا أحدًا من النازلين، بل إنا نحن من المنتظرين۔ وهم يقرأون | نازل نشد و نه ما کسے را فرود آینده دیدیم بلکه ما از منتظران هستیم ۔ وایشان کتاب الله كتاب الـلـه ثـم يـنسـون مــا قــرأوا، ولا يتدبرون كـلـم الـلـه بـل ينبذونها وراء را میخوانند و باز همه خوانده را فراموش میکنند و در کلمات الهیه تدبر نمی کنند بلکه آنرا پس پشت خود می اندازند ظهورهم، ومـا كـانـوا مـمعنين والـعـجـب كـل الـعـجـب أنهم يقولون إنا آمنا و بنظر تامل نے نگرند ۔ و اعجب العجائب این امرست که ایشان میگویند که ما به آیات الہی بآيات الله ثم لا يؤمنون، ويقولون إنا نتبع صحف الله ثم لا يتبعون۔ ألا يقرأون ایمان آوردیم و باز ایمان نمی آرند و میگویند که صحف البی را پیروی میکنیم و باز پیروی نمی کنند - آیا نمی خوانند في الكتاب الأعلى ما قال الله في عيسى إذ قال : يَا عِيسَى إِنِّي مُتَوَفِّيكَ، وَقَالَ: فَلَمَّا در قرآن شریف که چه گفت خدا درباره عیسی ہرگاہ کہ گفت کہ اے عیسی مسن تر اوقات و ہندہ ام و گفت عیسی ہرگاہ تَوَفَّيْتَنِي، وما قال: "إني مُحْيِيك۔ فمن أين عُلِمَ حيـاة الـمـسـيـح بـعـد مـوتـه کہ مرا وفات دادی۔ واین نگفت کہ اے عیسی من ترا زنده کننده ام پس از کجا حیات مسیح دانسته شد الـصـريــح؟ يـؤمـنـون بـأنـه لـقى الأموات، ثم يقولون ما مات۔ تـلـك كـلـم متهافتة | بعد زان که بمرد۔ ایمان می آرند که عیسی بگذشتگان پیوست و باز میگویند که عیسی نمرده است این کلمات از یکدگر متناقضة، لا ينطق بها إلا الذي ضلت حواسه، وغــرب عـقـلـه وقـيـاسـه، نقیض و متناقض افتاده اند این چنین کسے گوید که حواس او بجا نباشند و عقل وقیاس او قائم نماند وطریق و ترك طريق المهتدين۔ يا أسفا عليهم إنهم اتفقوا على الضلالة جميعًا، و ہدایت یافتگان ترک کند برایشان افسوس که این مردم همگنان طریق ضلالت اختیار نمودند و و در کلام