آئینہ کمالاتِ اسلام — Page 28
روحانی خزائن جلده ۲۸ آئینہ کمالات اسلام (۲۸) ہر قدم کا ندر جناب حضرت بے چون زدم دیدمت پنهان معین و حامی و نصرت شعار در دو عالم نسبتے دارم بتو از بس بزرگ پرورش دادی مرا خود هیچو طفله در کنار یاد کن وقتیکه در کشتم نمودی شکل خویش یاد کن ہم وقت دیگر کآمدی مشتاق وار یاد کن آن لطف و رحمتها که با من داشتی و آن بشارت با که میدادی مرا از کردگار یاد کن وقتے چو نمودی به بیداری مرا آن جمالے آن رفے آن صورتے رشک بہار آنچه مارا از دو شیخ شوخ آزاری رسید یا رسول الله بپرس از عالم ذو الاقتدار حال ما و شوخی این هر دو شیخ بد زبان جمله میداند خدائے حال دان و بُردبار نام من دجال وضال و کافرے بنهاده اند نیست اندر زعم شان چون من پلید و زشت و خوار هیچکس را بر من مظلوم و غمگین دل نه سوخت جز تو کاندر خوابها رحمت نمودی بار بار ومم بان خداوند کریم و دلبر و محبوب من داد و هر دم میدهد تسکین مرا چون غمگسار صبر کردیم از عنایاتش برین صد ضرب و کوفت سرمه در چشم نیاید تانمی گردد غبار ایکہ تکفیر مسلمانان کنی از بخل و کین شرمت آید از خدائے عادل و ذی اختیار سهل باشد از زبان خویش تکفیر کی مشکل افتد آن زمان چون پرسد از وی کردگار کلمه گویان را چرا کافر نہی نام اے اخی گر تو داری خوف حق رو بیخ کفر خود برار