آئینہ کمالاتِ اسلام — Page 489
روحانی خزائن جلد۵ ۴۸۹ آئینہ کمالات اسلام وآية كـريـمـة مــن ا الله ذى العطاء فلم تطب نفسى ان لا أشارككم فيها (٢٨٩) و رأيت التبليغ حقا واجبا و دينا لازمًا لا يسقط بدون الاداء فها انا قد ترجمه: که آثار علم نا پدید شده و اہل علم را حالت باین جا رسیده که بعضی از ایشان فوت کردند و بعضے نا بینا و کر شدند باز خدائے رحیم برایشان برحمت باز آمد بازا کثرے نا بینا وکر شدند - وخدا بصیر است بآنچه میکنند - وحشر وحوش اشارت بدان ست که جاهلان و فاسقان را کثرت و وفور حاصل آید و تقوی و دیانت رخت به بندد - چنانچه عیان است کہ آب در جوئے صلاح و خیر نمانده و چشمه باش خشک گردیده و اکثری را از خلق میل بشر و مداہنت در امور دین در دل پدید آمده - ہرگاہ شرے را می بینند قبولش میکنند واز امر خیر رو در هم میکشند - در صنعتہائے کافران به حب و پسندیدگی بینند و از صنعت خداوندی سر که بر روئے می مالند ۔ اے مردمان به بینید نعمت ہائے خداوندی را که چگونہ زمان شما و هیئت آن را جذت و بدعت بخشیده و عجائب با در آن ودیعت کرده که در بهره پدران شما نیامده و شما حظے از آن برمیگیرید - وصنعت گاری آتشین که بابل اردو با تلقین فرمود بجهت آن است که شما و خویشان شما از ان فائده بگیرند و تشکر کنند - به بینید چگونه با مرالہی شب و روز در صحرا و بیابان و عمرانات روان می باشد و شما بواسطه آن هر جا که میخواهید بے تعب و کلفت سفر میکنید ۔ و همچنین اہل اروبا را صنعت ہائے دیگر آموخت از آلات جنگ و عمارت ولحن ولبوس و انواع ادوات جرثقیل و آنچه تعلق دارد به نگارش و آرایش شهر و منزل و تسهیل مہمات آن که شما برغبت تمام استعمالش میکنید و در هر ماه و سال ایجادات غریبہ و نادرہ بر روئے کار می آید که دیده ندیده و آنچه در اسباب معیشت امداد می نماید و از زحمت رستگاری می بخشد ۔ من جملہ مستی ہائے