آئینہ کمالاتِ اسلام

by Hazrat Mirza Ghulam Ahmad

Page 397 of 776

آئینہ کمالاتِ اسلام — Page 397

روحانی خزائن جلد ۵ ۳۹۷ آئینہ کمالات اسلام رب غفور و لا مـن خـبـر ماثور و باشعار الشعراء يتذاكرون۔ صبت (۳۹۷) على الاسلام مصائب و نوازل و هم غافلون لا يواسون مقدار ذرة ا۔ وفي الشهوات هم مستغرقون و انی اراهم كمازح بالشريعة الغراء و مستهزئ باحاديث امام الورى يوثرون ابيات الشعراء على آيات کلام الله و بها يفرحون و يرقصون ۔ و يسمعون القرآن فلا يبكون و لا يتضرعون ۔ قوم خرجوا من طريق الاهتداء۔ و آثروا الظلمة على الضياء۔ يدبّون في الليلة الليلاء۔ كالناقة العشواء۔ ما لهم حافٌ ولا راف و يذهبون اين يشاء ون و والله انى ارى نفوسهم قد فسدت ۔ و شابهت ارضا خربةً و بالحشائش الخبيثة ملئت۔ يزحفون كزحف البهائم ولا يستقيمون الافراط عادتهم والاعتساف سيرتهم ترجمه و بعضی از شما طریق اباحت پیش گرفته و ہوائے بد را پیر و شده و گام در بیابان ہلاک و مرگ زده - زاد و سامان را فراموشیده و نشان منزل گم کرده - ورب خویش را رنجانیده و با دندے بلکشتیش وزیده - وغرقه گرداب فناش گردانیده نمی بینند که بر گرفتن زاد و سامان سفر از اصول معاش و معاد است ۔ چنانچہ ہرگاہ احتیاج به سامان دنیا افتد در جلب و جمعش بجان میکوشند - زود است که چون کوس رحلت بزنند آشکار شود که بدار بقا تهیدست رفته اند ۔ و بعضی از شماعمل نیک را با بد و ایمان را با کفر و یقین را باظن آمیخته و مائل به خواهش ہائے بد شده از ساحل لنگرگاه در بحر بد کردار یہا و نفس پرستی با افتاده مانند دیوانہ ہوش در باختہ در باد یہ ہائے ہلاک و بوار خود را انداخته اند - چیز با در دین احداث کرده