قندیل ہدایت

by Other Authors

Page 535 of 1460

قندیل ہدایت — Page 535

535 of 1460 مثنوی معنوي لاجرم از سحر یزدان قرن قرن ساحرانشان بنده بودند و غلام هین بخوان قرآن ببین سحر حلال من نیام فرعون کایم سوی نیل نیست آتش هست آن ماء معین اندر افتادند چون زن زیر پهن اندر افتادند چون صعوه به دام سر نگونی مکرهای کالجبال سوی آتش میروم من چون خلیل و آن دگر از مکر آب آتشین بس نکو گفت آن رسول خوش جواز ذره ای عقلت به از صوم و نماز ز انکه عقلت جوهر است این دو عرض این دو در تکمیل آن شد مفترض تا جلا باشد مر آن آیینه را ليك گر آیینه از بن فاسد است که صفا آید ز طاعت سینه را صیقل او را دیر باز آرد به دست و آن گزین آیینه که خوش مغرس است اندکی صیقل گری آن را بس است دفتر پنجم تفاوت عقول در اصل فطرت خلاف معتزله که ایشان گویند در اصل عقول جزوی برابرند این فزونی و تفاوت از تعلم است و ریاضت و تجربه این تفاوت عقلها را نيك دان هست عقلی همچو قرص آفتاب در مراتب از زمین تا آسمان هست عقلی کمتر از زهره و شهاب هست عقلی چون چراغی سر خوشی هست عقلی چون ستاره ی آتشی ز انکه ابر از پیش آن چون وا جهد عقل جزوی عقل را بد نام کرد آن ز صیدی حسن صیادی بدید آن ز خدمت ناز مخدومی بیافت آن ز فرعونی اسیر آب شد نور یزدان بین خردها بر دهد کام دنیا مرد را بیکام کرد وین ز صیادی غم صیدی کشید وین ز مخدومی ز راه عز بتافت وز اسیری سبط صد سهراب شد لعب معکوس است و فرزین بند سخت حیله کم کن کار اقبال است و بخت بر خیال و حیله کم تن تار را مکر کن در راه نیکو خدمتی مکر کن تا وارهی از مکر خود که غنی ره کم دهد مکار را تا نبوت یابی اندر امتی مکر کن تا فرد گردی از جسد 4 DOWNLOADS IR