مسیح اور مہدیؑ — Page 606
مسیح اور مہدی حضرت محمد رسول اللہ کی نظر میں 606 عکس حوالہ نمبر 212 چھوٹے مدعیان نبوت کی پیشگوئی کا پورا ہونا چنانکه بقاعی در لامنه سفیره ذکر کرده امنیست که چون حضرت مسلم از حجتہ الوداع برگشت مریض شد و عافیت بافت ی از مریض شد عنقریب بر من موت پیش در مرض اول اخبار بیماری انحضرت جا بجا پرید این هر دو کذاب بچه کردند از هو کردند و اعمل آوردند از شیر اینچه آوردند و این خبر را تخضرت هم در حالت مرحق رسید بعد از انکه شکر اسامه را بحث کروید پس بیرون آمده حضرت سر مبارک خود را بجا مهربسته و فرمودن دیدم در هر دو دست خود و دست برنجن از طلا و مکرود واستم افراد و سیدم بر آن پا پس پریدند و تا ویل کردم آن هر دو را بد و گذار که من بیان کن ہر دو استم صاحب بین صاحب سه استود نفسی از هر چه مرند گردید و شعبده با میدانست و بان عجاب تا مینمود و او را دو شیطان بود که بنا اسرار مردم خبرش میکرد تاریکی را از انها سحیق و دیگر بر شفیق گفته میشد و وی زبانی شیرین داشت در بین برنا دینا خالد الله امرار آنحضرت از آنجا بگریختند و او را ذو الحمار میگفتند زیرا که همیشه برقع پوشش دستار بند می ماند و گفته اند ورد الحمار بجای مهم است زیرا که خری مصر داشت چون او را گفته میشا که راین و را سجاده کن سجده میکرد و چون او را میگفته کی نیشتین می نشست اہل بخوان چون خبر و نمی شنید ترکسی را فرستاده او را به بلا دو خود طلبید ندوی نزد شان آمد و آنها پیروی او اختیار گردند و از اسلام بر گردیدند و مرتد شدند بعده و می بازه آنها شش مدکس را همراه خود گرفته مبسوتی صفاره آنها شد و غالبا بده و در آبادی با لشکر فرد و آمد کذا فی الاشاعه در جذب القلوب الی دیار محبوب وقایع سخه حاوی عشر ذکر کرده که درین سال روز دوشنبه بیست وششم معصفر اسامه بن زید را با حسین عظیم بابل اینی که یته وی زید بن حارثه در اینجا کشته شده بود بعث فرمود در روز چهارشنبه در د سروست مرا تحضرت را گرفت روز پنجشنبه دوا بدست مبارک خود عقد کرد روز شنبه دهم ربیع الاول درون خانه در آمد روز یکشنبه مرض اشتماد گرفت و خیر الهوم و خروج مسیلمہ کذاب اس نے لعنتہ الله علیها آورد ندا حضرت از وقت کشته شدن اسود بومی اپنی خبر داد و آنچنان بود که در صفائی میں خروج کرد و شهرین ما دام به کشته و زن او راگر نفت هم فیروز این جنت نجاشی بود در عقد خود و دوری وده بود این فیروز حیله کرد و قصر او را نصب کرده درون در آمد و او را بکشت و در وقت جا ندادن اوازی بلند از وی ایشان برآمد مثل آوازه گا و پاستبانان که گرد سرای وی بودند گفتند که این چه آواز ست زاج می که در قتل وی ساعی بود تو با گفت که بحال خود باشید که این آوازه وحی سنکه به پیغمبر شما نازل شده است و این اسد و ملعون نام و صید بن که بود ویر از دو انکار نیز گویند و وی کابین بود و مردم عجائب غرائب مینمود و اول خروج وی بعد از حجة الوداع بود و تا سیار کذاب قاتل دی وحشی بود که حمزه بن عبد المطلب با کشته بود و وی میگفت منم کشنده بهترین مردم و و بد ترین مردم و این مسیله ملعون کبیر این بود در و فایتی حیفه در حضرت رسالت پناه مسلم قدوم آورده در رقه اسلام در آمده و چون بیما مه رجوع نموده مرند گشته و ادعای نشریکی اتحضرت مسلم در نبوت کرده وه و تحلیل غیر و زنا و اسقاط فریضه نماز نموده جماعه از ائل منسق قاد متابع اوستنده وی سمهای نامطبوع در معارضه قران مجید فترات نموده که معنییه تقلای عالم باشد چنانچه در معارضته و العادیات گفته است و الزارعات درعا و الحاصدات حصدا و الطامات ظمنا و انجا بزات خبر او الشاردات شردا دیگر با ضفدع بنت صفد عین الی کم متقین اما الحمام ترجمہ: مسلیمہ ملعون بڑی عمر کا تھا۔بنو حنیفہ کے وفد کے ساتھ رسول کریم کی خدمت میں حاضر ہوا تھا اور بیعت کرنے کے بعد یمامہ واپس جا کر مرتد ہو گیا۔اور رسول کریم کی نبوت میں شریک ہونے کا دعویٰ کر دیا۔اور شراب و زنا کو حلال اور فرض نمازوں کو معاف کر دیا۔اور فاسقوں اور فسادیوں کا ایک گروہ اس کے ساتھ شامل ہو گیا۔