مجموعہ اشتہارات (جلد 2) — Page 297
مجموعه اشتہارات ۲۹۷ جلد دوم را فرموده بودید اکنون ما بکمال تمکین ذیلاً بخدمت والا ہمت و عالی بیان وافاده می کنم که این شخص عجیب و غریب از صراط المستقیم اسلام برگشته قدم بر دائره علیهم والضالین گذاشته و تزویر محبت حضرت خاتم النبین را در پیش گرفته و بزعم باطل خویش باب رسالت را مفتوح دانسته است شائستہ ہزاراں خنده است که فرق در بین نبوت و رسالت پنداشته است و معاذ اللہ تعالی می گوید که خداوند عالم رسول صلعم را گا ہے در فرقان حمید و قرآن مجید بعنوان خاتم المرسلین معنن نکرده است فقط بخطاب خاتم النبیین اکتفا فرموده است - القصه اینکه اول خود را ولی مهم می گفت بعده مسیح موعود گشته - آہستہ آہستہ بقول مجرد خود صعود بمرتبہ عالیہ مہدویت کرده استعيذ بالله تعالی خود را از خود رائی بیائی معلائے رسالت رسانده بنا علیٰ ہذا ظن ا غالب ما بران است که ترقی پنجمیں قدم بر سر بر شریر شاد و نمرود نہادہ کلاہ الوہیت بر سر سرکش خود که کان خیالات فاسده و معدن مالیخولیا و هذیانات باطله است میگذارد و عجب است که شاعر معجز بیان در حق این ضعیف الاعتقاد والبنیان چندیاں سال قبل از میں گویا بطور پیشگوئی تدوین ایں شعر در دیوان اشعار آبدار خود کرده است ۔ است بنا سال اول مطرب آمد سال دوم خواجه شد بخت گر یاری کند امسال سید می شود خلاصه از میں سخها در گذرید و اورا بر شیطنش پسرید و ما را از پریشان نویسی معاف دارید عزیز ! اسلام ما را نجناب شریعتمدار مولوی ابو سعید محمد حسین صاحب و جناب داروغه عبدالغفور خاں صاحب برسانید و سانٹر پائی خود را گرفته بصوب ما روانه کنید تا که از دارالخلافه اسلامبول کفش مسجدے مطابق آن بطلبم و در هر خصوص برذات عالی شما تقدیم مراسم احترامکاری کرده مسارعت بر استبنا کی طبع عالی می نمایم۔ والسلام - الراقم حسین کامی مطبوعہ ضیاء الاسلام پر لیس قادیان ۲۴ رمئی ۹۷ء یہ اشتہار کے چار صفحہ پر ہے ) A تبلیغ رسالت جلد ۶ صفحه ۱۱۳ تا ۱۱۸)