حیاتِ احمد (حیاتِ احمد۔ جلد اوّل)

by Other Authors

Page 261 of 470

حیاتِ احمد (حیاتِ احمد۔ جلد اوّل) — Page 261

حیات احمد ۲۶۱ جلد اول حصہ دوم آنچه بر ما می رود گر برشتر رفتی زغم میز دندے کا فراس بر جَنَّةُ الْمَأْوَىٰ عَلَمُ وظاہر است که انسان در تصور بجائے یک شعلہ ہزار شعله تواند قایم کرد کدام مشکل افتاده ہست زیرا که جان را در د تکلیف نیست و دل را در دسوختگی نے۔دررہ جعل و فریب کشادہ است در یکے شعلہ محصور نیست مگر عبادات اہل اسلام جان باختن است که عاشق صادق بروں و در تلاش آن یار حقیقی دل خود را آشنائے دریائے ظلمات گردانیدن و در جان و تن در دو گداز افتادن و از چشم خواب رفتن و جان و دل مستغرق بیقراریها شدن و سوختن و ساختن و فی الحقیقت انبار غم با برداشتن و از دل مہجور آواز ہائے ہائے بر آمدن و پیش از مُردن مردن و حامل چندان غمها و درد با شدن من کیستم که تحریرش کنم پس آن عادل و مقدس دلها را بدلهاره داشته است آیا بیخبر از چنیں طالب خود خواهد بود آیا او دست خود دراز کردہ ایں چنیں بندہ جاں باز را سوئے خود نخواہد کشید۔پس اکنوں منصف در دل خود بسنجد که این طریق عشق و محبت و در دمندی که جان و دل را در آرزوئے جلوہ انوار حقیقی سوختن است و خود را بارنج و دردا میختن بر حق و راست است یا آن طریق که یکی شعله از جعل و فریب خود در دل تصور بستن کہ ازاں شعلہ نے جاں را احتراق است و نے دل را سوختگی است و ظاهر آبنیاد این شعله از دروغ و باطل است چرا که خدا مطیع تصور ما نیست وذات محيط السماوات بتصور انسان در نمی آید پس عبادتِ دل کہ سزا وار رب العالمین است در کار آن شعله دادن کفر است اکنوں میںخواہم کہ خلاصہ جواب گفته کلام راختم کنم سوال اینست که تعریف بت پرستی چیست اکنوں گوش کرده بخن من باید فهمید اندریں شک نیست که نصب العین داشتن بت در زعم کفار برائے حصول غرضے است آن غرض را در زبان شریعت استعانت نامیده شد قوله تعالى - اِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ پس خلاصه آیاتِ ربانی چنین است که خدا می فرماید ہر کہ عبادت من کند و استعانت از بت خواهد در حقیقت بت را عبادت کرده است زیرا که من محتاج عبادت نیستم یعنے وجوب عبادت برائے حاجت برآمدن انسان است چرا که معنی عبادت استدعائے مدد است و شکر کردن مدد و اگر انسان را مدد از خدا نرسد ہلاک شود لہذا در کلام اللہ آمده است که عبادت باعث حیاتِ انسان است و موجب بقائے بنی آدم سے