حیاتِ احمد (حیاتِ احمد۔ جلد اوّل)

by Other Authors

Page 256 of 470

حیاتِ احمد (حیاتِ احمد۔ جلد اوّل) — Page 256

حیات احمد ۲۵۶ جلد اول حصہ دوم آفتاب کلام خود فرستاد و باید دانست که عقل را برائ دانستن وحدت خدا و راستی کلام او حاجت چیزے نیست از بینجاست که بر غافلان جزیرہ نشیناں کہ ندائے رسالتِ نبوی تا گوش اوشاں نرسیدہ تکلیف ایمان این قدر ہست که خدا را واحد دانسته باشند و اگر بت پرستی خواهند کرد معذب بعذاب الہی خواهند شد گو کہ ندائے رسالت نبوی تا گوش اوشاں نرسیده باشد اکنوں شکر این نعمت عظمی بر ما لا زم است که ما از یاد حق غافل شده بودیم و بایس تمثیل رسیده بودیم که دوستے را دوستے گفت کہ بغلاں شب و در فلاں محفل نزد من حاضر باشی اینک برائے یاداشت دامنت را گره میدهم پس آن دوست را هر وقت گره دامن یاد مے دہانید و او اگر چه دراں محفل رسید مگر از باعث تیرگی شب در تلاش دوست ضبط می نمود آخر کار دوست او بروے رحم کردہ برائے او شمع فرستاد پس او بر ہبری شمع بکمال آسانی تا در دوست رسید پس شکر کردن این نعمت عظمی را کہ خدائے کریم و رحیم بر مابندگان ارزانی فرمود عبادت سے نامند و نعمت این است که اول ما را از عرصه عدم بوجود آورده بعده خود را بر ما جلوه دا داه اقرار وحدت خود در دل ما نشان کرد و کلام خود تا گوش ما رسانید باز آفتاب کلام خود بر ما فرستاد۔اما جواب این امر کہ ذات کامل الصفات را با ستایش مخلوق چه افتخار این است که حق تعالیٰ محبت کمال ذات و صفات خود تقاضا میفرماید که هر که خالی از نقصان نباشد برائے او تذلیل کند بخو یکہ فواید آن با فریده باز گردد و موجب بقاء انواع مخلوقات شود پس عبادت چنانچہ حکمت کل را مقتضا است همچناں متقضائے صورت نوعی انسان است و طریق خدا پرستی بتمامه در سورۃ فاتحه بیان شدہ از ہمیں سبب است که در هر رکعت نماز خواندن آن واجب گردیده و ترک آن مبطل صلوۃ آمده اکنوں معنے آں سورۃ مقدسہ بیان میشود که تا حقیقت خدا پرستی دانسته باشی۔قولہ تعالیٰ۔اَلْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَلَمِينَ۔حمد است خدا ئے را کہ رب ہم عالم باست الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ مہربانی بر مہربانی کننده - مُلِكِ يَوْمِ الدِّينِ بادشاہ روز عدالت - اِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ اِيَّاكَ نَسْتَعِينُ۔ترا عبادت میکنیم و از تو مدد میخواهیم۔یعنی عبادت کردن کار ما است و بدرجه قرب و معرفت رسانیدن کارنست -