Haqiqatul-Wahi (The Philosophy of Divine Revelation)

by Hazrat Mirza Ghulam Ahmad

Page 950 of 1064

Haqiqatul-Wahi (The Philosophy of Divine Revelation) — Page 950

950 AL-ISTIFTA-SUPPLEMENT TO HAQIQATUL-WAHI إنَّ اللَّقَامَ يُحَقِّرُوْنَ وَذَمُّهُمْ مَا زَادَنِي إِلَّا مَقَامَ سَنَاءِ لئيمان تحقیر من بمذ مت خود می کنند مگر خدائے من مرا بلندی با داد The mean deride me but this derision results only In the elevation of my spiritual station. زَمَعُ الْأُنَاسِ يُحَمْلِقُونَ كَشَعْلَبٍ يُؤْذُونَنِي بِتَحَوُّبٍ وَّ مُوَاءِ مردمان سفله بر من پیچو روباه حمله می کنند و از آواز روباه و آواز گربه مرا ایڈا می دهند The mean-natured glare at me intensely with the piercing eyes of a fox, And they torment me with [their] barking and hissing. واللَّهِ لَيْسَ طَرِيْقُهُمْ نَهْجَ الْهُدَى بَلْ مُنْيَةٌ نَشَأْتُ مِنَ الْأَهْوَاءِ بخدا این راه شان راه هدایت نیست بلکه آرزوئے نفسانی است که از هوا و هوس پیدا شده است God is my Witness-their way is not the way of guidance; Rather, it is a vain desire prompted by greed. أَعْرَضْتُ عَنْ هَذَيَانِهِمْ بِتَصَامُم وَ حَسِبْتُ أَنَّ الشَّرِّ تَحْتَ مِرَاءِ من از بزیان ایشان دانسته خود را بهره کرده کناره کردم و دانستم که زیر مجادله شر است I avoided their hallucinations by giving them a deaf ear, For I realized that evil intent lies behind their argumentation. إنا صَبَرْنَا عِنْدَ إِبْذَاءِ الْعِدَا فَعَلَوْا كَمِثْلِ الدُّخُ مِنْ اِغْضَائِنِ بروقت ایذاء دشمنان ما صبر کردیم پس بتکبر بر آمدند ومثل دود از چشم خوابیدن من بلند شدند I confronted the hardship kindled by my enemies with patience; However, ignoring them provoked them to be haughty like smoke.