Haqiqatul-Wahi (The Philosophy of Divine Revelation) — Page 938
938 AL-ISTIFTA-SUPPLEMENT TO HAQIQATUL-WAHI قد قُلْتَ لِلسُّفَهَاءِ إِنَّ كِتَابَهُ عَفْصُ يَهِيجُ الْقَيْءَ مِنْ اِصْغَاءِ تو سفیهان را گفتی که کتاب او بد مزه است از شنیدن قی می آید You babbled to the fools that: my book Is distasteful, the hearing of which triggers vomiting. ما قُلْتَ كَالْأَدَبَاءِ قُلْ لى بَعْدَ مَا ظَهَرَتْ عَلَيْكَ رَسَائِلِي كَقْيَاءِ بعد زانکه رسائل من تراقی آرنده معلوم شدند بگو تو مثل ادیبان چه May I ask what your contribution as a writer is, After which my books should appear to you as vomit? قَدْ قُلْتَ إِنِّي بَاسِلٌ مُتَوَكِّلٌ سَمَّيْتَنِي صَيْدًا مِّنَ الْخُيَلَاءِ تو می گفتی که من دلاور و در علم تو غل با دارم و نام من شکار نهاده بودی You claimed to be brave and an avid scholar; In your arrogance, you referred to me as your prey. الْيَوْمَ مِنّى قَدْ هَرَبْتَ كَأَرْنَبٍ خَوْفًا مِّنَ الْإِخْزَاءِ وَالْإِعْرَاءِ امروز از من بیچو خرگوشے بگریختی ازین خوف که رسوا خواهی شد و برهنه خواهی شد Today you flee from me like a rabbit, For fear of being humiliated and exposed. فكر أمَا هَذَا التَّخَوُّفُ آيَةً رُعبًا مِنَ الرَّحْمَنِ لِلْإِدْرَاءِ فکر کن آیا این نشان خدا تعالی نیست که پر تو رعب انداخت تا ترا آگاه کند Reflect! Is this fear not a Sign from God Almighty; An awe inspired by the Gracious God to make you understand?