درثمین فارسی کے محاسن — Page 329
مصرع اول مصرع اول ۳۷۴ رائے واعظ اگر چہ رائے من است بگرفتند راه مولی را ۳۷۵ من نه واعظ که عاشق زارم صمیم ۳ بهمین مردمان بیاید ساخت ۳۷۶ کاش تا دوست راه یا فتم راه یافته YAF سے تعلیم وید آوارہ رونق دیں عقایدت برده ۱۲ - سحر محنت مخبون محذوف یا مقطوع (مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن یا فعلان) محبت تو دوائے ہزار بیماریست ٢٩٠ رسید مرده که ایام نو بہار آمد ضمی رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند ۲۹۳ رسید مرده که آن یار دلپسند آمد محمد است امام و چراغ ہر دو جهان ۲۹۷ مرانه زید و عبادت نه خدمت و کاریست ۲۵۴ بہر دم مددے انہ خُدا ہمے آید ۲۹۸ رسیده بود بلائے و سے بخیر گذشت ہماں زر نوع بشر کامل از خدا باشد طریق زہد و تعبد ندانم اسے زاہد ۲۸۰ YAY نشان اگرچه نه در اختیار کس بودست ۳۷۵ نه در فراق قرار آیدم نه وقت وصال بهر دم از دل و جان وصف یار خود بینم ۱۳۷۰ تو نور هر دو جهانی تراشناخته ام ۱۳- بحر متقارب من سالم یا محذوف فعولن فعولن فعولن فعولن یا فعول یا فعل) بیا اسے طلبگار صدق وصواب الا اسے کمر بسته بر افترا