دُرّ مکنون — Page 34
هرچه آمد بهات عزا تومنه زان حدود بیرون پا از رفیقان جدا مشو زینهار پر خطر بیست دشت گوش بدار دیو گرگ است این آدم را گیردش چون به بندش تنها نیست دینے جو دین مصطفوی روشن و ثابت از نشان فوتی ئے بہ تنزیہ شوچنان شاغل که زا و صاف او شوی غافل کئے بہ تشبیه آنچنان بایل که حجم و جهت شوی متسائل آن میانه که مصطفی بستود راه خود گیر در ره عبود اندر انجا که حنظله باید گرد ہی شیر علت افزاید موقع و وقت را نگه میدار سر سلام بوقت خویش برا غرض از مایلیق سرنکشی گرکشی انتقام و نکشی یاد داشت بسیار ضروری این بیان در ین کتاب ضروری خواهد بود که شریعیت از مصطفوی از همه شرائع کامل و مکمل است و در ین برای اثبات این مطلب مثلا اول در سکے یموجب توریت بیان خواهد شد بعده بموجب ایل بود به موجب قرآن مجید تا مطالعه کننده را بعد نظر در احکام ثماله خود معلوم شد که حکم فضل والے قادانه ازین سرسلہ حکام کدام است۔فقط غلام احمد مارا تورها بروم در مصلحت ایزدی