دُرّ مکنون

by Hazrat Mirza Ghulam Ahmad

Page 154 of 203

دُرّ مکنون — Page 154

نفیسه ما ریشه و شورت ارونائی دمان پر از دورست صفت اولیاء ظاهر آراسته بشرع متین باطن آرام یافت به بقین سرخ شان تافته نور یقین دل شان یافته قرار بدین مرده از خود برائے حتی قدیر شبستر نقش دوئی زلوی ضمیر تا توانی غریب مسکین باش دور تر از تکبر و کین باش در لغت بینی در اصل العلیه سلم آن عنایت ها که شد بر اولیار شد زمین اتباع مصطفی هر که خود را رد تفویض درسش لطف یزدان میشود خود بهرش خوئے شاہان رعیت جا کند چر رخ اخضر خاک اخضرا کند فیضیان آن سول مجتبی بود آفتاب مشرق و مغرب شد از و صد هزاران شیر اور اندر نے ہر دو عالم را هم پدیدار سینے مناجات آن کرم کن که ما سوائے ترا در حریم دلم نماند جا از جناب تو در که رو آرم من که اندر جهان ترا دارم آن دئے وہ کہ ساہ تو گیرد و از دو عالم پناہ تو گیرد