دُرّ مکنون

by Hazrat Mirza Ghulam Ahmad

Page 135 of 203

دُرّ مکنون — Page 135

۱۳۵ خود بلطف و کرم گرفتش سوتی خنجر خویش بر میانش نسبت جان فشان در سهمه مواطن خیر مکن از یار التفات بخیر مصطفى نائب رسول خداست بخدا هست راه اوره راست هر چه آورد از خدا آورد قدم خود برون ز حکم نبه شدید ایت همه درین محصور که نه آورده اش بجوئی نور آنچه در روی ثواب آخرت است همه مشروط با متابعت است قدم اندر متها بعت نه چست تا پذیرند هر چه کرده است هر که بر وفق حکم مشغول است بر سر مرد مست و مقبول است م وانکه کاری کند عرضی خویش گو همین کار است یا کم و بیش فرد واجب نمی شود زنهار گرچه میرو در ان بآخر کار فرد مر حکم را بو و پاداشش ور نه لغو است و بازی او باش همچنین هر که شد مطیع کتاب یا بد از کردگار فرد و ثواب مدد سے کن که از گداز در وان کارم از پرده اوفتاد برون می نمایند در نخست آسان بعد زمان راه می شود پیچان تا پس از اوفتادنت در بند چاره ات را چنا نچه هست کنند گر هم از اولین قدم همیار بر توریزند رو و بی بفرا ہر کہ خنجر خورد برائے خدا بر پد از مضائق دوسرا تازه یا بدحیات از دادار پوشدش ظل رحمت غفار ہے تو ہر چیز مست بت در راه هر یکی نیست زین بتان آگاه