حضرت نعمت اللہ ولیؒ اور اُن کا اصلی قصیدہ — Page 34
۳۴ ثانی صاحب قرآن تا چهل شاہی مے کند تاله جورش جور دین آن کلال پیدا شود فتنه ها در ملک آبرو نیز بس گردد خراب از عجائب ها بود که آب و ناں پیدا شود در تسخیر خلق آید چوں چنیں گردو خراب مشتری آتش فشان از آسمان پیدا شود راستی کمتر بود کذب و دغل گردد فزوں دوست گردد دشمنی اندر میاں پیدا شود ہم چنان در عشرہ باشی بادشاہی مے کند تانه فرزندان او کوچک بدال پیدا شود او بر آید پر کند اوانده خود در جہاں والی در خلق عالم سرفشان پیدا شود اندر آں اثنا قضا از آسمان آید پدید آنکه نام او معظم سنگیاں پیدا شود ! خلق سا فی الجمله در دوران او گردد سکون بر جراحت ہائے مردم مرسم آن پیدا شود نادر آیداو زایمان می ستاند ملک ہند قتل دہلی پس بزور جد آل پیدا شود